يکشنبه ۳ تیر ۱۴۰۳
پنجشنبه ۲۵ مهر ۱۳۹۲ 5917 0 3

جریان شناسی و آسیب شناسی برنامه های کودک

سقوط اسطوره های کارتونی

سال های دور، این قصه مادربزرگ ها بود که کودکان خانه را جمع و سرگرمشان می کرد. این قوه تخیل بچه ها بود که تصاویر ذهنی و خیالی از شخصیت های داستان خلق می کرد و هاله ای از احساس و عاطفه پیرامون آنها به وجود می آورد. درواقع قصه گویی و نقالی در مقام رسانه ای گرم به رشد و تحرک قوه خیال و تکامل ذهنی کودکان کمک می کرد و چه بسا تا دم پیری همچون خاطره ای ماندگار به جهان خیالی و واقعی آنها جان می داد.

در سال های بعد، اما کتاب نتوانست جانشین قصه گویی های گذشته شود؛ چراکه فرهنگ شفاهی چندان میانه خوبی با کتاب و نوشتار نداشت و نبود فرهنگ مطالعه به بهبود وضع کتابخوانی به جای قصه گویی کمک چندانی نکرد تا این که با ورود به عصر ارتباطات و توسعه فناوری های مدرن ارتباطی، رسانه ها بویژه تلویزیون همه را جادو کردند و کودکان بار دیگر به خانه بازگشتند، اما این بار به جای مادر بزرگ، دور جعبه جادویی تلویزیون نشستند تا برنامه ها و قصه های کارتونی که مظهر رسانه سرد بودند و حتی تصاویر ذهنی و خیالی شخصیت های قصه را برای آنها به تصویر بکشند.

تصاویر رنگارنگ و جذاب تلویزیون، کودکان و حتی بزرگسالان را مجذوب خود کرد تا آنها دست از کوچه و خیابان بشویند و به صفحه کوچک تلویزیون چشم بدوزند. تجربه عینی و عملی آنان در بازی های کودکانه بتدریج جای خود را به تخیلات و تجربه های انتزاعی سپرد و گونه ای انفعال رسانه ای ایجاد کرد.

برنامه کودک در دنیای تصویر و رسانه چنان جایگاه قدرتمندی یافت که بخش عمده ای از سرگرمی بزرگسالان را هم تشکیل داد. توسعه فناوری های رایانه ای، هنر گرافیک و صنایع فرهنگی نیز به ارتقای سطح کیفی برنامه های کودک انجامید. در این میان انیمیشن از جایگاه خاصی برخوردار شد. انیمیشن یا نقاشی متحرک از animate به معنای جان بخشیدن گرفته شده است و انیماتورها به نقاشی ها، طلق ها و عروسک ها جان می بخشند و آن را متحرک می کنند. تصاویر متحرک اولین بار سال ۱۳۸۴ در سالن های تاریک زیرزمین های پاریس یا تکنیک آینه های مکثر روی پرده سفید به نمایش درآمد، اما در بیست و هفتم اکتبر۱۸۹۲، امیل رنو بخش تصاویر متحرک خود را در سالن موزه گردون پاریس به حرکت درآورد و به آن تئاتر اتیک نام داد. انیمیشن ده سال پیش از اختراع سینما به دست برادران لومیر خلق شد و این هنر را باید مادر سینما دانست. این ژانر نمایشی به وسیله مک کی ساخته شد و به اوج خود رسید و والت دیزنی هم صدا را وارد دنیای انیمیشن کرد. انیمیشن یا کارتون ها بخش عمده ای از دنیای تصویری کودکان را تصاحب کرد.

دسته بندی برنامه های کودک
برنامه کودک در کشور ما به سه قسمت تقسیم می شود؛ سریال های کارتونی، نمایش های عروسکی و برنامه های اجرایی. البته در سال های اخیر حجم کارتون ها نسبت به دهه گذشته کمتر و برنامه های اجرایی و مسابقه های تلویزیونی پررنگ تر شده است. امروزه گرچه توسعه فناوری های تصویری و گرافیت، امکانات بیشتری برای ساخت انیمیشن های کودکانه فراهم کرده است، اما کودکان امروزی نسبت به گذشته، احساس تعلق خاطر کمتری به کارتون ها دارند.

به جرات می توان گفت همه ما کودکان دو دهه پیش به اصطلاح نسل سوم، کارتون های زمان کودکی خویش را بیشتر از برنامه ها و شخصیت های کارتونی معاصر دوست داریم.

پسر شجاع، مهاجران، خانواده دکتر ارنست، حنا، دختری در مزرعه، باخانمان، سندباد، پینوکیو، پلنگ صورتی، رابین هود، گالیور، گوریل انگوری و... بخش عظیمی از خاطرات کودکی ما را شکل می دهد که هر کدام به تناسب روان شناختی و جامعه شناسی اش در تجربه کودکانه ما سهیم هستند و به نوستالژی کودکی نسل ما بدل شده اند.

کارتون های امروزی، اما بیشتر در وجوه تکنولوژیکی خود ظهور کرده اند و بیش از آن که ساختاری داستانی داشته باشند و عناصر و المان های قصه در آن دیده شود، از تخیلات شدید فن محورانه بهره می گیرند که سنخیت کمتری با دنیای واقعی کودکان دارد، به همین دلیل به جای ایجاد همذات پنداری و اثرپذیری اخلاقی ـ رفتاری، در آنها به قوه تخیل کودک و پرورش ذهنیت ماورائی بیشتر بها داده می شود، بنابراین کمتر به یادگیری می انجامند. به عبارت دیگر، بیشتر کارتون های امروزی بیش از آن که بر جنبه های شناختی و هویتی بنا شوند، از لحاظ هیجانی و سرگرمی مورد توجه قرار می گیرند؛ البته سرگرمی در ذات برنامه های کودک قرار دارد و نوعی بازتولید ابزار بازی در خود نیز دارد، اما وقتی به تنها هدف برنامه های تلویزیونی تبدیل شود، بتدریج اثرگذاری خود را از دست می دهد و به کنش مندی تجربه های کودکانه کمکی نمی کند.

از عناصری که به ماندگاری کارتون های قدیمی تر در ذهن می انجامد، شخصیت پردازی و کارتونی است که به مدل سازی تیپ های گوناگون تکیه دارد. قهرمان های دنیای کودکان در گذشته بیش از آن که با توانایی های فوق طبیعی و ماورائی خود شناخته شوند، بر قدرت فردی مهارت های خودانگیخته استوار بودند و باورپذیری بیشتری داشتند، در ضمن جنس دغدغه ها و آرزوهای آنها به دنیای واقعی کودکان، نزدیک تر از عالم رؤیایی و فوق خیال شخصیت های امروزی بود؛ شخصیت هایی که به اسطوره های کارتونی بدل می شدند و دنیای آرمانی کودک را تسخیر می کردند. مجموعه این عوامل سرانجام به پذیرش و پردازش کاراکترهای کارتونی از سوی کودکان منتهی می شد، اما در عالم فرامدرن امروزی، گویی اسطوره های کارتونی نیز سقوط کرده اند و قهرمانان خیالی نیز دیگر مرده اند. نگارنده معتقد است کارتون های زمان کودکی اش برعکس امروز بیش از آن که بر فرم و صورت بندی های تکنیکی اش تکیه کند، به محتوا و عناصر داستانی خود توجه داشت، در نتیجه به درک تجربه کودکانه از دنیا و عالم انسانی کمک شایانی می کرد.
کلمات کلیدی

آی هوش: گنجینه دانستنی ها و معماهای هوش و ریاضی

نظراتی که درج می شود، صرفا نظرات شخصی افراد است و لزوماً منعکس کننده دیدگاه های آی هوش نمی باشد.
آی هوش: مرجع مفاهیم هوش و ریاضی و انواع تست هوش، معمای ریاضی و معمای شطرنج
 
در زمینه‌ی انتشار نظرات مخاطبان، رعایت برخی موارد ضروری است:
 
-- لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
-- آی هوش مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
-- آی هوش از انتشار نظراتی که در آنها رعایت ادب نشده باشد معذور است.
-- نظرات پس از تأیید مدیر بخش مربوطه منتشر می‌شود.
 
 
 
 

نظر شما

پرطرفدارترین مطالب امروز

قواعد بخش پذیری بر اعداد  1 تا 20
سیستم عدد نویسی رومی
بررسی تعلیم و تربیت از دیدگاه جان دیوئی
اتحادهای ریاضی
زندگینامه ریاضیدانان: جان فوربز نش
طنز ریاضی: اثبات 2=1
پس‌ خبا؛ فن بهسازی حافظه
تعریف هوش از نگاه آلفرد بینه
هوش سیّال در مقابل هوش متبلور